عکس هایی جالب و دیدنی

مـي زند بـــــــاران به شـــيشه
در ســكوتــي ســرد وخسته
چون نيست كسي در كنارم
اكــنون اين دلم تنها نشستـه

يه شب از فصل سرد تنهاييم
رو تـنـم مثـل نور تابيــــــدي
شـايـدم مثـل ابرهـاي بهـــار
تو كـويـر دلـم تو باريـــــدي

گفتم: تو شيرين مني...
گفتا: تو فرهادي مگر؟...
گفتم: خرابت مي شوم...
گفتا: تو آبادي مگر؟...
گفتم: ندادي دل به من...
گفتا:تو جان دادي مگر؟...
گفتم: ز كويت مي روم...
گفتا: تو آزادي مگر؟...
گفتم: فراموشم نكن...
گفتا: تو در يادي مگر؟